1- كدام مولكول تعداد اتمهاي كربن كمتري دارد؟

1)لاكتات               2)اتانول                   3)پيروات                        4)اگزالواستات

2- از اكسيداسيون كداميك انرژي بيشتري بدست مي آيد؟

1)دو مولكول پيروات     2)يك مولكول لاكتات        3)دو مولكول اتانول      4)يك مولكول گلوكز

3- كدام بطور عمده در تيغه هاي ميتوكندري انجام مي شود؟

1)اكسيداسيون پيروات       2)چرخه كربس        3)فسفوري شدن  اكسايشي            4)گليكوليز

4-حاصل فرايند تخمير اسيد لاكتيك در سلولهاي يوكاريوتي كدامست؟

1)NAD+                  2)NADH                       3)ATP                            4)CO2

5- فرايند تخمير و تنفس هوازي بترتيب در كدام بخش سلول صورت مي گيرد؟

1)ميتوكنري استروما                                    2)ميتوكندري فضاي تيلاكوئيدي

3)سيتوزول ميتوكندري                              4)استروما سيتوزول

6- كدام گزينه در ارتباط با فرايند گليكوليز نادرست است؟

1)مصرف دو مولكول ATP                                2)بازده دو مولكول ATP

3)مصرف O2                                                 4)توليد دو مولكول NADH

7- كدام ماده درون ميتوكندري توليد نمي شود؟

1)استيل COA              2)اسيد سيتريك                 3)اسيد پيرويك                 4)اگزالو استات

8- در چرخه كالوين ، كدام اعمال در ارتباط با هم انجام مي شوند؟

1)توليد قند سه كربنه و سنتز ATP                                 2)توليد مولكول سه كربنه و هيدروليز ATP

3)توليد قند سه كربنه و توليد NADPH                           4)توليد مولكول سه كربنه و سنتز NADPH

9- در گياهان C4 كدام يك عامل نامناسب براي تنفس نوري است؟

1)دماي زياد                                            2)شدت نور زياد                       

3)دما و شدت نور بالا                               4)تراكم زياد CO2 در سلولهاي غلاف آوندي

10- در گياهان CAM انتقال CO2 ................. از ................. انجام مي گيرد.

1)در شب واكوئل به كلروپلاست                   2)در شب سلولهاي غلاف آوندي به كلروپلاست

3)در روز واكوئل به كلروپلاست                   4)در روز- سلولهاي ميانبرگ به غلاف آوندي

11- تجزيه آب در كدام بخش كلروپلاست انجام مي گيرد؟

1)سطح خارجي غشاء تيلاكوئيد مجاور فضاي دروني                 2)فضاي بين غشائي

3)سطح داخلي غشاء مجاور فضاي تيلاكوئيد                          4)فضاي دروني تيلاكوئيد

12- كداميك از اعمال پروتئين حامل در غشاء تيلاكوئيد نمي باشد؟

1)خاصيت آنزيمي                                2)انتقال H+ در جهت شيب غلظت از درون تيلاكوئيد به خارج

3)نقش كانالي در انتقال H+                  4)انتقال H+ در خلاف شيب غلظت از درون تيلاكوئيد به خارج

13- براي خروج يك مولكول قند 3C در چرخه كالوين مصرف چند CO2وATPوNADPH لازم است؟

1)1و3و6                    2)1و3و3                        3)3و9و9                              4)3و9و6

14- در هر بار چرخه كالوين چند CO2 شركت مي كند و چند مولكول اسيد سه كربنه ساخته مي شود؟

1)3و 6                      2)1و1                              3)1و2                           4)2و3

15- در چرخه كالوين كدام ماده هم توليد و هم مصرف مي شود؟

1)اگزالو استات                                   2)استالدئيد

3)گليسر آلدئيد 3 فسفات                   4)ريبولوز 1و5 دي فسفات

 

 

علوم زمین

 مراحل گوارش در هیدر

 مراحل گوارش در هیدر :

1- شکار توسط نیش بازو ها بی حس شده و ازوارد منفذ دهان  ی می شود.

2- آنزیم های گوارشی( هیدرولیز کننده ) توسط بعضی از سلول های پوشاننده کیسه گوارشی ترشح می شود.

3- شکار توسط تاژک های داخل کیسه گوارشی با آنزیم ها مخلوط می شود.

4- ذرات ریز شکار بوسیله فرایند فاگوسیتوز وارد سلولهای پوشاننده کیسه گوارشی می شود.

مراحل 2-3-4- گوارش برون سلولی می باشند.

5- گوارش درون سلولی درون سلول های پوشاننده کیسه گوارشی انجام ی شود.

6- مونومر ها جذب می شوند.

7 مواد باقیمانده از گوارش از طریق منفذ ورودی ( دهانی ) خارج می شود.

کیسه گوارشی در هیدرکیسه گوارشی در هیدر

چرا ورود اسپرم به بدن عنوان یک عامل خارجی در بدن جانداران با پاسخ ایمنی مواجه نمی شود مکانیسم خاص ا

  پاسخ:آنتی بادی های ضد اسپرم که بر علیه اسپرم یک مرد تولید می شود در مایع منی مرد و یا در مایعات واژینال زن و یا در خون دیده می شوند.مایع منی می تواند باعث ایجاد یک پاسخ ایمنی هم در مرد و هم در زن گردد.آنتی بادی ها می توانند به اسپرم آسیب رسانده و یا آن را منهدم نمایند.اگر مقدار آنتی بادی ضد اسپرم مرد زیاد باشد او قادر به بارور نمودن تخمک نخواهد بودو امکان باردار شدن زوجین بسیار کم می باشد که به این نوع ناباروری "ناباروری ایمنولوژیک "گویند.در بدن مرد وقتی اسپرم ها با سیستم ایمنی خودش تماس پیدا می کنند این آنتی بادی ها تولید می شوند و این حالت زمانی امکان وقوع دارد که بیضه ها  بعد از یک عمل جراحی(بیوپسی و یا وازکتومی) و یا عفونت پروستات آسیب دیده باشند.معمولا بیضه ها ی سالم اسپرم ها را از دسترس سیستم ایمنی دور نگاه می دارند.  در بدن زن یک واکنش آلرژیک بر علیه مایع منی همسرش می تواند بروز کند .این نوع واکنش ایمنی به درستی شناخته شده نیست و به ندرت می تواند باعث ایجاد ناباروری گردد.

چطور بیماری‌های ژنتیکی به ارث می‌رسند

 
اختلالات ژنتیکی ممکن است الگوی وراثت غالب یا مغلوب داشته باشند. وراثت غالب به این معناست که تنها یک نسخه ژن جهش‌یافته برای بروز آن صفت یا بیماری کافی است. وراثت مغلوب به این معناست که آن صفت یا بیماری تنها هنگامی بروز می‌‌کند که هر دو نسخه ژن روی دو کروموزوم جهش‌یافته باشد.
1- وراثت با الگوی اتوزومی غالب
در یک اختلالا اتوزومی غالب، ژن جهش یافته بر روی یکی از 22 جفت کروموزوم غیرجنسی (اتوزوم‌ها) قرار دارد. در این حالت تنها لازم است یک نسخه ژن جهش‌یافته وجود داشته باشد تا فرد به این نوع بیماری مبتلا شود.
شخصی که به اختلال ارثی اتوزومی غالب مبتلاست – در این مورد پدر- با احتمال50 درصد ممکن است نسخه جهش‌یافته ژن را منتقل کند ( و یک کودک مبتلا داشته باشد) و 50 درصد احتمال دارد که نسخه سالم ژن را منتقل کند (و کودکی سالم داشته باشد).
بیماری هانتینگتون و سندروم مارفان دو نمونه از اختلالات اتوزومی غالب هستند. جهش‌ها در ژن‌های BRCA1 و BRCA2 - که با سرطان پستان ارتباط دارد- نیز با این الگوی وراثتی منتقل می‌کند.
2- وراثت با الگوی اتوزومی مغلوب
در اختلال اتوزومی مغلوب، ژن جهش‌یافته مغلوب روی یکی از کروموزوم‌های غیرجنسی (اتوزوم‌ها) قرار دارد. برای این که یک اختلال اتوزومی مغلوب - مانند بیماری فیبروز کیستیک یا کم‌خونی سلول داسی یا بیماری متابولیک فنیل کتونوری - به ارث برسد، باید هر دو نسخه ژن جهش یافته باشد.
فرد "حامل" شخصی است که ظاهرا سالم است ولی یک نسخه از ژن جهش‌یافته را دارد و نسخه دیگر ژنش طبیعی است. در صورتی که دو فرد حامل ازدواج کنند و بچه دار شوند، 25 درصد احتمال داشتن یک فرزند سالم با دو نسخه طبیعی ژن، 50 درصد احتمال داشتن یک فرزند سالم که حامل ژن جهش‌یافته است و 25 درصد احتمال داشتن فرزندی بیمار با دو ژن جهش‌ِیافته را دارند.
3- الگوی وراثت مغلوب وابسته به کروموزوم X در مادر حامل ژن جهش‌یافته
در الگوی وراثت وابسته به کروموزوم X ژن جهش‌یافته روی کروموزوم X قرار دارد. دیستروفی عضلانی "دوشن"، کوررنگی و هموفیلی A نمونه‌های از بیماری‌های با وراثت مغلوب وابسته به کروموزوم X هستند.
در فردی که به یک اختلال ژنتیکی با وراثت مغلوب مبتلاست، معمولا باید دو نسخه از ژن جهش‌یافته وجود داشته باشد. با این حال، افراد مذکر به علت این که کروموزم X دیگری ندارند که ژن سالم روی آن بر این ژن مغلوب غلبه کند، با همین یک ژن مغلوب به بیماری مبتلا می‌کند.
یک زن که حامل این ژن مغلوب وابسته به X است، با احتمال 25 درصد ممکن است هر یک از این اتفاقات را ایجاد کند: داشتن یک پسر سالم، داشتن یک پسر مبتلا، داشتن یک دختر سالم که حامل بیماری است.
4- الگوی وراثت مغلوب وابسته به X با پدر مبتلا
یک مرد مبتلا به اختلال ژنتیکی مغلوب وابسته به کروموزوم X، کرموزوم Y سالمش را به پسرهایش منتقل می‌کند، و هیچکدام از آنها به بیماری مبتلا نخواهد شد. او کروموزوم X (دارای جهش ژنتیکی) را به دخترهایش منتقل خواهد کرد، و آنها حامل این بیماری خواهد بود.
سلامت این فرزندان ندرتا تحت تاثیر قرار خواهد گرفت، اما دخترها ممکن است ژن جهش‌یافته را به فرزندان‌شان منتقل کنند.
اگر شما می‌دانید- یا حدس می‌زنید- که خودتان یا همسرتان سابقه خانوادکی هر اختلال ژنتیکی را دارد، یک مشاور ژنتیک می‌تواند به شما کمک کند تا تصمیم بگیرید آیا آزمایش ژنتیک انجام دهید یا نه. او همچنین درمان‌ها، اقدامات پیشگیرانه و گزینه‌های شما برای بچه‌دار شدن را برای‌تان توضیح خواهد داد.


پیوند با وبلاگ دیگر


http://zistozamin.persianblog.ir

آناتومی .ساختمان بدن ماهی و گربه و پرندگان


آناتومی .ساختمان بدن ماهی

آناتومی .ساختمان بدن پرندگان

آناتومی .ساختمان بدن گربه سانان

آناتومی.ساختمان بدن سگآناتومی سگ

انواع محیط کشت


انواع محیط کشت  

موضوع :انواع محیط کشت

 انواع محیط کشت  : بر اساس موارد مختلفی محیط کشت طبقه بندی میشود

طبیعی : گیاهی (مثال : محیط حاوی هویج –سیب زمینی )

          حیوانی: (مثال : محیط حاوی جگر- آبگوشت )

مصنوعی : به محیط های سنتزی در آزمایشگاه گفته میشود

2 . طبقه بندی بر اساس ظاهری

1.    جامد                 solid   (حاوی بیش از 5/1 % آگا ر)       مثال : نوترینت آگا ر

2.    نیمه جامد      medium  (حاوی کمتر از 5/1 % آگا ر)      مثال : SIM

3.    مایع                broth   (فاقد ماده آگا ر)                        مثال: نوترینت براث

 نکته : پسوند محیط ها بسته به دارا بودن آگا ر یا نداشتن به ترتیب آگا ر و براث نامیده میشوند

آگا ر : ماده ای از جلبک قرمز دریایی بنام کلرا گرفته شده است این ماده هیچ منبع تغذیه ای برای باکتری ندارد و فقط جهت سفت کردن محیط مورد استفاده قرار می گیرد

قبلا از ماده ژلاتین استفاده می کردند که بدلیل معایبی که داشت نا کارامد بود از جمله:

 a: داشتن آنیم ژلاتیناز در بعضی باکتری ها و در نتیجه تجزیه این ماده و تبدیل محیط به مایع

b : در دمای رشد اکثر باکتری ها که 37 درجه است به حالت ذوب در می آید.

امروزه از ماده بهتری به نام سلیکاژل هم استفاده می شود که بهتر قوام می آید و محیط شفاف تری دارد

 ولی به علت گران بودن استفاده ای کم دارد

3 . طبقه بندی بر اساس  ترکیبا ت

1. پایه  ( Bace.M  )  محیط کشتی است که اکتر میکروارگانیسم ها روی آن رشد می کنند

مثال : نوترینت آگار -  نوترینت براث

2. غنی شده( Enrichment.M ) محیطی که با موادی چون سرم  - خون و ... غنی شده و محیط متناسب تر برای میکروارگانیسم های سخت رشد می باشد

مثال : بلاد آگار(بلاد آگار+ 5% خون خرگوش -اسب - گوسفند و یا انسان)

       شکلات آگار (شکلات آگار + 10% خون)        

نکته : دمای اضافه کردن خون در بلاد آگار 45-50 درجه و شکلات آگار 60 درجه است

4 . طبقه بندی بر اساس  محیط جدا کننده

1. افتراقی Defferantianal.M ) )  : محیطی که بعضی باکتری ها فقط رشد می کنند و عاملی برای افتراق گروهی از باکتری ها می باشد

  مثال: EMB که فقط E.coli   رشد با پرگنه سبز متالیک دارد.

2.انتخابی (Selective.M )  : محیطی که  به بعضی باکتری ها اجازه رشد میدهد

 مثال : SS آگار که  دو باکتری شیگلا و سالمونلا روی آن رشد میکنند 

3.ممانعت کننده ( Inhibitory.M ) : محیطی که بعلت دارا بودن بعضی مواد ممانعت کننده از رشد یکسری باکتری ها جلوگیری می کند .

مثال: EMB  : بعلت داشتن ائوزین و متیلن بلو به باکتری های بزرگ گرم مثبت اجازه رشد نمیدهد و باکتری های گرم منفی فقط رشد می کنند

مک کانکی: بعلت داشتن کریستال ویوله و املاح صفراوی به باکتریهای گرم مثبت اجازه رشد نمیدهد

بلاد آگار اگر به آن نمک سدیم آزید اضافه شود فقط باکتری های گرم منفی رشد می کنند .

5. محیط حاوی آنتی بیوتیک

اگر بخواهیم بر روی محیط فقط یک میکروارگانیسم رشد کند مثلا باکتری از محیط حاوی آنتی بیوتیک استفاده میکنیم

مثال : ما میخواهیم

فقط باکتری رشد کند نه قارچ  ( باید از آنتی بیوتیک سیکلو هگزامید استفاده شود )

مثال : ما میخاهیم

فقط قارچ رشد کند نه باکتری ( باید از آنتی بیوتیک کلرانفنیکل یا تتراسایکلین استفاده شود )

6 . محیط های بیوشیمیایی

بر این اساس که هیچ دو باکتری ای وجود ندارند که از همه لحاظ با هم شبیه باشند حتی اگر یک آزمایش هم بوده  و بر این اساس از آزمایشهای بیوشیمیایی برای افتراق دو باکتری استفاده می شود.

برای مثال : سیمون سیترات –فنیل آلانین – تست اوره   TSI – MR/VP


پیوند با وبلاگ دیگر

http://zistozamin.persianblog.ir

قلب انسان



 

امروز قصد داریم تا آناتومی یکی از اعضای مهم بدن انسان یعنی قلب را بررسی کنیم.

قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه می‌کند. در حدود ۱۰۰۰۰۰ بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد.
آناتومی قلب

این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود ۶x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود ۳۰۰ و در خانمها حدود ۲۵۰ گرم (یعنی حدود ۰٫۴ درصد وزن کل بدن) می‌باشد.

قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند.

حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ).
شریانهای کرونری
شریانهای کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط ۳ یا ۴ میلیمتر قطر دارند.

این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد، آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود.

از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.
این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند .

وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین شریانها جریان می‌یابد.

وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی برآورده می‌کند.

در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند).

در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی می‌گردد.

در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ، به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.

دستگاه قلبی ـ عروقی وظیفه انتقال خون را به سراسر بدن بر عهده دارد و اکسیژن و مواد غذایی را به بافت های بدن حمل می کند و مواد زاید را از آنها می گیرد. قلب یک عضو توخالی و عضلانی است که تقریباً در هر دقیقه یک بار و در مواقع ورزش با سرعت بیشتر، همه خون بدن تقریبا (ً۵ ‌لیتر )را به سراسر بدن پمپ مـی کند. خون در داخل شبکه ای از رگ ها که به تـمام قسمت های بدن می رسد جریان

قلب : قلب در حفره صدری بین دنده های سوم تا ششم قرار دارد۰ اولین صدای قلب (سیستولیک) با انقباض بطنی هم زمان است و توسط حرکت انقباضی میوکارد و بسته شدن دریچه دهلیزی-بطنی بوجود می آید (صدای عضلانی دریچه ای). این صدا طولانی تر، عمیق تر ( یا مات تر) و بلند تر از صدای دوم قلب است که کوتاهتر، زیرتر (یا روشنتر) و آهسته تر میباشد و توسط بسته شدن دریچه های سینی (صدای دریچه ای) تولید شده و هم زمان باشروع دیاستول است (صدای دیاستولیک قلب) فاصله بین اولین و دومین صدا از فاصله بین دومین صدا تا انقباض بعدی بسیار کوتاهتر است اولین صدا در بالای بطن ودومین صدا در بالای قاعده ی قلب شنیده می شود۰
به منظور گوش کردن صدای دریچه های قلب گاو به بهترین وجه، می توان به شرح زیر عمل کرد:

دریچه آئورتی:در طرف چپ ،درست در پایین خط فرضی افقی که ازمفصل شانه می گذرد۰
دریچه ششی: در طرف چپ، نیمه ی راه بین مفاصل آرنج وشانه، در حد امکان به طرف جلو پیش برده شود.
دریچه دولتی(میترال) : در طرف چپ ، به همان صورت درست در پایین خط افقی که ا ز مفصل شانه می گذرد ،اما اندکی عقب تر در پنجمین فضای بین دنده ای.
دریچه سه لتی: در طرف راست ، قطعه سینه ای در نیمه راه بین مفصل شانه وآرنج ،در حد امکان به طرف جلو پیش برده شود.
تاکی کاردی: ضربان بیشتر از۹۰ عدد در گاو بالغ در حال استراحت ، بیشتر از ۱۰۰ عدد در گاو جوان یابیشتر از۱۲۰ عدد در دقیقه در گوساله ها دلالت بر تاکی کاردی مینماید
که نشانه ای از نارسائی در گردش خون و یا عفونت سپتیسمیک است البته ارقام بالا در سرزمینهای مرتفع کوهستانی ۱۰ ضربه کمتر از سرزمینهای پست است .
گاهی در حالت نوشیدن و خوردن بخصوص در گوساله تعداد ضربان قلب به مدت کوتاهی حتی به ۱۵۰ می رسد.

سوفل Murmur = مورمورها یا صداهای اضافی قلب شامل هر صدایی می باشد که به اولین و دومین صدای قلبی اضافه می شود و همیشه پاتولوژیک می باشند وبه مورمورهای آندوکاردی یا اگزوکاردی (پریکاردی) تقسیم می شوند.
صداهای آندوکاردی در داخل قلب بوجود آمده و معمولا در اثر نارسائی دریچه ای، مخصوصا بسته شدن ناقص یا تنگی (استنوز) دریچه ی دهلیزی –بطنی یا سینی و تولید آشفتگی در جریان خون داخل قلب بوجود می آید.
جراحات مولد این عارضه معمولا آماسی و ترومبوتیک هستند.
گاهی صدای مورمور بطور مادرزادی در اثر باقی ماندن سوراخ بیضی Oval foramen (بین دو دهلیز) بوجود می آیدو گاهی این صدادر اثر کم خونی ،خونریزی ویا کمبود شدیدتغذیه ای (مورمورآنمیک)بوجود می آید.
میزان حجم خون گاو ۸۰ ـ۵۰ میلی لیتر به ازای هر کیلو گرم وزن بدن می باشد.

آزمایش توقف سیاهرگی venous stasis test یا میزان پری سیاهرگ وداج:
اگر ورید وداج در ناحیه میانی گردن فشرده شود، رگ در بالای نقطه فشرده شده به دلیل تجمع خون متورم و پر تر می گردد ولی قسمتی پایین تر از نقطه فشرده شده در ضربان بعدی قلب خالی می گردد- در این حالت نتیجه آزمایش فشاربرروی سیاهرگ منفی است. اما اگر ورید وداج برجسته شده باشد و در ملامسه سفت باشد پس پری آن غیر طبیعی است.چنین عارضه ای در جریان خون سیاهرگی گاو معمولا ناشی از عملکرد ناقص قلب در نتیجه جراحات پریکارد است که خود توسط سل، لکوز یا جسم خارجی به وجود آمده است (و از انبساط کامل قلب در خلال دیاستول جلوگیری می کند ). از دیگر دلایل وقوع این حالت، تنگی مدخل قفسه سینه در اثر نئوپلاسم است که ورید وداج را در این نقطه دائما در معرض فشار قرار می دهد. تنگی دریچه ی سه لتی با ممانعت از بازگشت خون سیاهرگی به دهلیز راست، عامل دیگری محسوب می شود (اما بسیار نادر است ) .در موارد پیشرفته رکود جریان خون سیاهرگی ،قطعه ای از سیاهرگ وداج که پایین تر از نقطه فشرده شده قرار دارد نمی تواند خالی شود و دقیقا به میزان قبل از این کار پر از خون باقی می ماند.در این حالت آزمایش فشار بر روی سیاهرگ مثبت تلقی می شود (تصویر زیر ) که نشانه ای از نارسائی شدید گردش خون است .


نبض سیاهرگ وداج : تنفس به وسیله تغییراتی که در فشار داخلی قفسه سینه ایجاد می کند، موجب افزایش و کاهش ریتمیک اندازه ورید وداج در محل ورود آن به داخل قفسه سینه در خلال باز دم ودم می گردد. چنین نوسانی در ورید وداج ، به خصوص در بیماران با اختلال تنفسی، مشخص تر می باشد وبه عنوان شاخص بیماری تنفسی به کار می رود. در اکثر گاوهایی که خیلی زیاد عضلانی نیستند ویا پوست ضخیمی ندارند، در طی سیستول دهلیز انقطاع مختصری در جریان مداوم خون سیاهرگی به وجود می آید واین انقطاع، انبساط خفیف تا ملایمی را در نزدیکترین قسمت ورید وداج به قفسه ایجاد می کند. این انبساط احساس یک موج نبض را که به طرف سر در حرکت است القا می نماید امادر حقیقت فقط یک انبساط عروقی تحلیل رونده است که به ظاهر عکس مسیر جریان خون می باشد و نبض سیاهرگی منفی یا دهلیزی نامیده می شود. در گاو سالم هنگامی که بخش پائینی ورید متعاقب به هم فشردن یک نقطه آن خالی می شود، این نبض ناپدید می گردد- آزمایش فشار بر روی سیاهرگ در اینجا منفی است. نبض منفی در سیاهرگ شیری هرگز دیده نمی شود، چرا که پایین تر از قلب قرار گرفته است. هنگامی که دریچه سه لتی کاملا بسته نمی شود، مقداری از خون موجود در نیمه راست قلب در خلال سیستول بطنی بجای عبور از سرخرگ ریوی به طور فعال به طرف عقب در امتداد سیاهرگهای بزرگ رانده می شود. دراین موارد ورید وداج دارای نبض واقعی و پاتولوژیک است و با اجرای آزمایش فشار روی سیا هرگ نیز ناپدید نمی شود. این نبض سیاهرگی مثبت یا بطنی قلمداد میشود و در سیاهرگ شکمی ( شیری ) نیز مشاهده می گردد.
در صورت وجود نارسایی میترال یا نارسایی نیمه چپ قلب، ادم یا خیز ریوی و نهایتا خیز ریوی کف آلود بهمراه سرفه و تاکی پنی در حیوان مشاهده می گردد.
در نارسایی نیمه راست قلب یا نارسایی دریچه سه لتی، خون بطرف سیاهرگهای بزرگ ( بجای عبور از سرخرگ ریوی) پس زده شده و در نتیجه منجر به ادم یا خیز زیر پوستی anasarca ( بخصوص در ناحیه فک، گردن و پوست ناحیه جلوی قفسه سینه ) و خیز در محوطه بطنیascites ، ناحیه صدری hydrothorax و آبشامه قلب hydropericardium میگردد. اگر پر خونی باندازه کافی شدید باشد روی کبد وکلیه نیز تاثیر میگذارد. بطوریکه در کبد باعث تورم و از دست دادن فعالیت نرمالش میگردد. در ادامه با وخامت بیماری روی سیستم سیاهرگی باب Portal system نیز اثر گذاشته و باعث اختلال در هضم وجذب در دستگاه گوارش میشود و همچنین خروج ترشحات ترانسودائی Transudation بداخل روده ها را سبب گردیده و لذا منجربه اسهال می گردد ( در ابتدای بیماری مدفوع نرمال است و در مراحل پیشرفته اسهال ظاهر میشود). سیاهرگهای سطحی بدن نیز متسع میشوند در همین رابطه نیز سیاهرگ وداج نیز متسع و نبض دار میگردد.
اختلال در کلیه ها بدنبال کاهش جریان خون ورودی سرخرگی وکاهش اکسیژن و تخریب سلولها Anoxic damage در گلومرولها موجب کاهش ادرار و دفع پروتئینهای پلاسما (آلبومین) میگردد.در صورت وجود نارسایی میترال یا نارسایی نیمه چپ قلب، ادم یا خیز ریوی و در نارسایی نیمه راست قلب یا نارسایی دریچه سه لتی خیز زیر پوستی ایجاد میگردد

سرخرگ ها و سیاهرگ ها
سرخرگ ها، دیواره ای ضخیم، عضلانی و کشسان دارند تا بتوانند در برابر فشار بالای خونی کــه از قلب به بیرون پمپ می شود، مقـاومت کنند. سیاهرگ ها، خون را بـه قلب باز می گردانند. آنهـا دیواره ای نازک تر دارند که به راحتی کشیده می شود و به آنها اجازه می دهد که گشاد شود و در زمان استراحت بدن، مقدار زیادی خون را در خود نگه دارند. سطح داخلی بسیاری از سیاهرگ ها، چین هایی دارد که به عنوان دریچه های یک طرف عمل می کنند و مانع از عبور خون در مسیر نادرست می شوند.

ساختار قلب
قلب، یک پمپ دوگانه است که عمدتاً از عضلاتی به نام میوکارد تشکیل شده است. در هر طرف، خون از طریق سیاهرگ ها وارد یک حفره بالایی (دهلیز) و سپس وارد یک حفره پایینی (بطن) می شود که خون را به درون سرخرگ ها پمپ می کند. جریان خون در این حفره ها به وسیله دریچه هایی یک طرفه هدایت می شود. سمت راست قلب خون را به درون سرخرگ های ریوی و در نتیجه ریه ها و سمت چپ قلب خون را به آئورت و سراسر بدن پمپ می کند.

گردش خون
قلب، خون را به داخل۲ ‌مدار متصل پمپ می کند: گردش خون ریوی و گردش خون عمومی. مدار ریوی، خون بدون اکسیژن را به ریه می برد که در آنجا از طریق یک شبکه مویرگی، اکسیژن جذب و دی اکسید کربن (یک گاز دفعی) آزاد می شود؛ سپس خون اکسیژن دار شده به قلب برمی گردد. جریان عمومی، خون اکسیژن دار را به بافت های بدن می برد که در آنجا از طریق جدار مویرگ ها، اکسیژن و موادغذایی آزاد می شود، دی اکسید کربن و سایر محصولات دفعی از بافت وارد خون می شوند و خون بدون اکسیژن به قلب باز می گردد.


http://zistozamin.persianblog.ir

واکسن آنفلوانزا و سرماخوردگی


واکسن سرماخوردگی شامل چند ویروس شناخته شده ضعیف شده است که از طریق تزریق عضلانی ، ایمنی 80 درصدی را برای یک سال ایجاد می‌کند. برای کاهش عوارض سرماخوردگی، تزریق واکسن برای افراد بالاتر از 60 سال و یا مبتلایان به بیماریهای مزمن قلبی_ریوی و کلیوی توصیه می‌شود.

نحوه عمل واکسن

واکسن سرماخوردگی، ویروس ضعیف شده این بیماری است که به بدن تزریق می‌شود و ورود این ویروس ضعیف شده به بدن سبب می‌شود که سیستم دفاعی بدن فعال شود و در حالت آماده‌باش باقی بماند. بدین ترتیب اگر ویروس سرماخوردگی به بدن حمله کند به علت فعال بودن سیستم دفاعی به سرعت شناسایی شده و از بین می‌رود. اما از آنجا که ویروس سرماخوردگی هر سال با یک تغییر کوچک به نوع جدیدی تبدیل می‌شود، کمی پس از آغاز فصل سرما فعالترین نوع ویروس و میزان تغییر آن شناسایی می‌شود و واکسن جدید ضد سرماخوردگی ساخته می‌شود. تا دو هفته بعد از واکسینه شدن به علت حضور ویروس ضعیف شده در بدن، قدرت سیستم ایمنی و دفاعی کاهش می‌یابد و به همین علت در طول این مدت بدن نیاز به مراقبت بیشتری دارد و مصرف خوراکیهای ویتامین‌دار به خصوص میوه‌ها توصیه می‌شود.

ایمن‌سازی واکسن سرماخوردگی

ریشه‌کن کردن بیماری سرماخوردگی به علت تغییر سریع ساختمانی ویروس و مقاوم شدن آن نسبت به داروها و آنتی‌بیوتیکها مقدور نبوده است، اما تزریق واکسن سرماخوردگی فرد را نسبت به این بیماری مقاوم می‌کند. واکسن سرماخوردگی اثر محدود دارد و باید هر سال در زمان معین تزریق آن تجدید شود و تزریق واکسن آنفلوانزا ایمنی 80 درصدی را برای یکسال ایجاد می‌کند. سرماخوردگی آنفلوانزا دهها نوع دارد و واکسنهایی که تاکنون ساخته شده‌اند تنها در برابر ویروس چند نوع سرماخوردگی مصونیت سرماخوردگی می‌دهد.

تا بحال واکسنی ساخته نشده هست که بتوان در همه کشورها استفاده کرد، چون هرکشوری معمولا ویروسهای سرماخوردگی و آنفلوانزای مخصوص خودشان را دارد. ولی الان خیلی کشورها ویروسهای منطقه خودشان را شناسائی کرده و برایش واکسن درست کرده‌اند.

تزریق واکسن آنفلوانزا برای چه کسانی ضروری است؟

واکسن آنفلوانزا vaxigripe چیزی نیست که به طور روتین و برای همه تجویز شود. بیماری آنفلوانزا در افرادی نظیر سالمندان و افراد مبتلا به بیماریهای مزمن شدیدتر از افراد دیگر بروز می‌کند و ممکن است عوارضی هم به جای گذارد، بنابراین تزریق واکسن آنفلوانزا برای این دو گروه از افراد ضرورت دارد. بنابرین افراد بالای‌ 65 سال‌‌، افراد مبتلا به‌ بیماریهای‌ مزمن‌ ریوی، آسم و برونشیت ، بیماران کلیوی ، بیماران قلبی، افراد دچار نارسایی قلبی مزمن ، افراد مبتلا به HIV ، بیماران دارای نقص سیستم ایمنی ، بیماران دیابتی و تالاسمی، کودکان 6 تا 23 ماه بویژه کودکانی که در مهدکودک و در تماس با سایر کودکان ‌هستند، کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی ، کارکنان مرغداریها ، شکاربانان و افرادی که با پرندگان در تماس هستند و نیز بیماران دیالیزی نیز به علت اینکه نسبت به دیگر افراد در معرض خطر بیشتری هستند باید نسبت به تزریق این واکسن اقدام کنند.

سرماخوردگی چیست؟

سرماخوردگی به بیماریهای دستگاه تنفسی فوقانی اطلاق می‌شود که توسط ویروسهایی همچون آنفلوانزا ، رینوویروسها، آدنوویروسها و ... ایجاد می‌گردد. علایم سرماخوردگی شامل آبریزش از بینی ، کوفتگی بدن ، خستگی ، دردهای عضلانی و استخوانی ، سردرد ، درد چشم ، تهوع ، گلو درد و سرفه است. این ویروسها پس از ورود به بدن در مخاط دستگاههای تنفسی ایجاد بیماری کرده و همراه با ترشحات دستگاه تنفسی از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است. بنابراین دست دادن ، بوسیدن ، عطسه و سرفه در محلهای عمومی باعث انتقال آن می‌شود.

واکسن آنفلوانزا و سکته‌ قلبی

استفاده از واکسن ضدبیماری آنفلوانزا در کاهش میزان مرگ و میر ناشی از سکته‌های قلبی موثر است. پژوهشگران بتازگی با بررسی شماری از مبتلایان به سکته‌های قلبی و همچنین برخی از افرادی که برای درمان انسداد رگهای کرونری قلب تحت عمل جراحی تعویض این عروق قرار گرفته بودند، دریافتند تزریق واکسن آنفلوانزا در فصل زمستان مرگ و میر این بیماران را به میزان 72 درصد کاهش می‌دهد بر پایه نتایج این بررسی ، تنها یک نوبت تزریق واکسن آنفلوانزا خطر مرگ و میر این بیماران را به میزان چشمگیری کاهش می‌دهد.

تزریق واکسن آنفلوانزا با افزایش گونه‌ای از سلولهای دستگاه ایمنی موسوم به لنفوسیتهای B (بی) ، احتمال پاره شدن و میزان بروز التهاب در دیواره رگها و در نتیجه احتمال بروز سکته‌های قلبی و مغزی را کاهش می‌دهد از این رو پژوهشگران استفاده از واکسن آنفلوانزا را در فصل زمستان برای مبتلایان به سکته‌های قلبی و بیمارانی که تحت جراحی تعویض رگهای قلب قرار گرفته‌اند، سودمند می‌دانند.

واکسن های سه گانه


 

واکسن سه‌گانه یا ثلاث دیفتری و کزاز و سیاه‌سرفه

واکسن سه‌گانه یا ثلاث که واکسن سه بیماری دیفتری و کزاز و سیاه سرفه می‌باشد، برای ایمن‌سازی نوزادان و کودکان بین سنین 6 هفته‌ای تا 6 سالگی به مصرف می‌رسانند. واکسن سه‌گانه محتوی محلولهای تصفیه و تغلیظ شده توکسوئید دیفتری و توکسوئید کزاز و باکتری کشته شده سیاه‌سرفه هست که بر فسفات آلومینیوم در حال تولید جذب شده ‌است. تیومرسال به عنوان ماده نگه دارنده به نسبت یک در ده هزلر به محصول اضافه شده است. استفاده از فسفات آلومینیوم بدان جهت است که با تاخیر جذب واکسن در بدن قدرت ایمنی‌زایی آن افزونتر می‌شود.

میزان ترکیبات واکسن سه‌گانه

هر دز واکسن در حجم 5/ میلی‌لیتر محتوی مواد زیر است :

نوکسوئید دیفتری : 15 واحد فلوکولان
توکسوئید کزاز : 10 واحد فلوکولان
واکسن ضد سیاه سرفه : 4 واحد بین المللی محافظت کننده
فسفات آلو مینیوم :( بر مبنای یون فلز )3/ تا 6/ میلی گرم
تیومرسال : 1 %

موارد عدم استعمال واکسن سه گانه

برای ایجاد ایمنی اساسی و پایه‌ای سه تزریق نیم میلی‌لیتری به فاصله 4 تا 8 هفته انجام می‌گیرد و چهارمین تزریق یک سال بعد صورت می‌پذیرد‌. از تزریقهای یاد آور 5 سال یک بار از واکسن توام ضد دیفتری- کزاز خردسالان یا بزرگسالان ، بسته به سن شخص استفاده به عمل می‌آید.

  • تزریق واکسن سه گانه در کودکان دارای ضایعات مغزی پیشرونده ممنوع است و باید به آنها واکسن دوگانه خردسال تزریق کرد.
  • همچنین این واکسن برای کودکانی که سابقه بیماریهای مزمن چرکی ، ناراحتیهای عصبی، تشنج، ضایعات مغزی و یا سابقه خانوادگی بیماریهای عصبی را دارند تجویز نمی‌گردد. در هر یک از این موارد ، پزشک متخصص بیماریهای کودکان باید شخصاً تصمیم به استفاده از واکسن را بگیرد.

  • به کودکان تب‌دار یا مبتلا به بیماریهای حاد، واکسن سه‌گانه ضد دیفتری – کزاز و سیاه سرفه تا رفع تب و بیماری، تزریق نمی‌شود.
  • بعد از 6سال تمام (6سال و11ماه و29روز) تزریق واکسن سه گانه ممنوع است وباید از واکسن دوگانه ویژه بزرگسالان استفاده شود.

عوارض جانبی واکسن سه گانه

با تزریق این واکسن قرمزی ، سفتی ، تورم و یا بثورات پوستی همراه با تب که معمولاً زود گذر هستند مشاهده می‌شود. در موارد نادری ناراحتیهای کلیوی به دنبال تزریق این واکسن دیده شده است. همچنین ناراحتیهای مغزی قابل توجهی که ناشی از تزریق جزء سیاه سرفه این واکسن سه‌گانه است به ندرت ذکر شده ، اگر ناراحتی عصبی و یا تشنجی کودک ظرف 2 روز پس از تزریق مشاهده شود، نشان ایجاد ناراحتی به علت واکسن سیاه سرفه است در این صورت دنباله ایمن‌سازی را با واکسنهای دوگانه ضد دیفتری ، کزاز خردسالان یا بزرگسالان بسته به سن شخص ادامه می‌دهند و به این کودک دیگر واکسن سیاه سرفه نباید تزریق شود. بایستی همواره آدرنالین (با دز یک در هزار) در دسترس تزریق کنندگان باشد تا اگر عارضه آنافیلاکسی پیش آمد، بلافاصله به مصرف برسد.

واکسن دوگانه یا توام دیفتری و کزاز

واکسن دوگانه یا توام نیز حاوی واکسن برای دو بیماری دیفتری و کزاز می‌باشد و در سنین بالای 6 سال و در کودکان حساس به واکسن سه‌گانه از این استفاده می‌شود. ترکیب واکسن دوگانه نیز مثل واکسن سه‌گانه است با این فرق که عامل ضد سیاه سرفه را ندارد.

موارد استعمال

اگر پس از تزریق واکسن سه گانه ، درجه حرارت بدن کودک بالاتر از 40 درجه سانتی گراد (زیر بغل ) ، گریه مداوم بیش از سه ساعت که قابل آرام کردن نباشد ویا تشنج ظرف 72 ساعت رخ دهد در نوبت های بعدی به جای واکسن سه گانه باید واکسن دوگانه خردسالان تزریق گردد. همچنین برای ایمن سازی کودکان بیش از شش سال و نوجوانان و بزرگسالان از واکسن توام ویژه استفاده می نمایند. بعد از 6سال تمام (6سال و11ماه و29روز) تزریق واکسن سه گانه ممنوع است وباید از واکسن دوگانه ویژه بزرگسالان استفاده شود.
برای ایمن سازی کودکان زیر شش سال بر ضد بیماری های دیفتری و کزاز از واکسن توام دیفتری- کزاز ویژه خردسالان استفاده می شود . واکسن ویژه نوجوانان و بزرگسالان ترکیبی شبیه واکسن کودکان دارد ، تنها مقدار نوکسوئید دیفتری آن به دو واحد فلوکولان تقلیل یافته است.

موارد عدم استعمال

در کودکان تب دار یا مبتلا به بیماری های حاد تا رفع تب و بیماری تزریق واکسن را به عقب می اندازند . در مورد کودکان مبتلا به آلرژی شدید و یا ضایعات و عوارض مغزی و عصبی مایه کوبی با احتیاط و با نظر پزشک کودکان انجام گیرد . به کودکان پس از سن شش سالگی و به نوجوانان اگر مایه کوبی توام ضرورت یابد باید حتماً واکسن ویژه بزرگسالان تزریق شود . چون در این گروه سنی واکسن خاص کودکان عوارض جنبی نسبتاً شدیدی به علت مقدار بیشتر پادتن ضد دیفتری که در آن وجود دارد ایجاد می شود.

عوارض جانبی

به دنبال تزریق واکسن توام عوارض موضعی ا ز قبیل قرمزی محل تزریق ، حساسیت موضع ، و گاهی واکنشهای عمومی مانند تب ، سر درد ، و گاهی ظهور بثوراتی در سطح بدن مشاهده می شود اما این واکنشها به زودی مرتفع می گردند . در موارد نادری به دنبال تزریق واکسن توام ضد دیفتری- کزاز ناراحتی های کلیوی و عصبی دیده شده است . در چنین حالاتی تزریق های بعدی انجام نمی گیرند . بایستی همواره آدرنالین یک در هزار در دسترس تزریق کنندگان واکسن باشد تا اگر عارضه آنافلاکسی پیش آمد بلافاصله بمصرف برسد .

روش استفاده واکسنهای سه‌گانه و دوگانه

واکسنهای سه‌گانه و دوگانه به اندازه 0.5 میلی‌لیتر بصورت تزریق عضلانی ، تجویز می‌شود. واکسنهای سه گانه و دوگانه بزرگسالان و خردسالان را باید حتما به شکل داخل عضلانی و عمیق تزریق کرد زیرا تزریق این نوع واکسنها در زیر جلد یا داخل جلد می‌تواند موجب تحریک موضعی ، تشکیل گرانولوم ، نکروز بافتی و بروز آبسه استریل شود. قبل از مصرف شیشه واکسن را خوب تکان دهید تا واکسن کاملاً یکنواخت گردد.

برنامه کشوری واکسن سه‌گانه کودکان


برنامه کشوری واکسن سه‌گانه کودکان
نوبت زمان تزریق
اول 2 ماهگی
دوم 4 ماهگی
سوم 6 ماهگی
چهارم 18 ماهگی
پنجم 4 تا 6 سالگی
برای حفظ ایمنی پس از پنج نوبت تلقیح واکسن سه گانه یا دوگانه ،واکسن دوگانه ویژه بزرگسالان باید هر 10 سال یکبار تکرار شود.

روش نگهداری واکسنهای سه‌گانه و دوگانه

واکسنهای سه‌گانه و دوگانه را در 8-0 درجه سانتی گراد ( طبقه فوقانی یخچال) و دور از نور نگهداری می‌نمایند این واکسنها نباید یخ بزند زیرا در اثر یخ زدن و باز شدن ، تزریق واکسن ایجاد واکنشهای شدید و مزاحم خواهد نمود. این واکسنها معمولاً در جعبه‌های محتوی دو یا سه آمپول 5/ میلی‌لیتری و یا در شیشه‌های 5 تا 10 میلی‌لیتری عرضه می‌گردد.

نکات مهم در مورد واکسنهای سه‌گانه و دوگانه

  • حداقل فاصله بین نوبت واکسنهای سه گانه یک ماه است.
  • بعد از 6سال تمام (6سال و11ماه و29روز) تزریق واکسن سه گانه ممنوع است وباید از واکسن دوگانه ویژه بزرگسالان استفاده شود.
  • در صورتیکه سن کودک هنگام تزریق یادآور اول سه گانه و فلج اطفال ،چهارسال یا بیشتر باشد ،یادآور دوم لزومی ندارد.

  • توصیه می شود همزمان با تزریق واکسن ثلاث یک دز قطره استامینوفن تجویز و به والدین آموزش داده شود تا در صورت تب یا بیقراری هر چهار ساعت آن را تکرار کنند.
  • اگر پس از تزریق واکسن سه گانه ، درجه حرارت بدن کودک بالاتر از 40 درجه سانتی گراد (زیر بغل ) ، گریه مداوم بیش از سه ساعت که قابل آرام کردن نباشد ویا تشنج ظرف 72 ساعت رخ دهد در نوبت های بعدی به جای واکسن سه گانه باید واکسن دوگانه خردسالان تزریق گردد.

  • تزریق واکسن سه گانه در کودکان دارای ضایعات مغزی پیشرونده ممنوع است وباید به آنها واکسن دوگانه خردسال تزریق کرد.
  • فاصله بین نوبت سوم و چهارم واکسن سه گانه نباید از 6 ماه کمتر باشد.

  • در مورد کسانی که سابقه تشنج دارند وبا مصرف دارو تحت کنترل هستند تزریق واکسنDTP بلامانع است.
  • برای حفظ ایمنی پس از پنج نوبت تلقیح واکسن سه گانه یا دوگانه ،واکسن دوگانه ویژه بزرگسالان باید هر 10 سال یکبار تکرار شود.

  • جهت بالا بردن سطح ایمنی بزرگسالان در مقابل دیفتری توصیه می شود در کلیه مواردی که باید در بالغین واکسن کزاز تزریق شود ، منجمله در زنان باردار و زنان سنین بارداری (49-15 ساله) واکسن دوگانه ویژه بزرگسالان تلقیح شود.

  • واکسنهای سه گانه،دوگانه بزرگسالان و خردسالان را باید حتما به شکل داخل عضلانی و عمیق تزریق کرد (تزریق این نوع واکسنها در زیر جلد یا داخل جلد می تواند موجب تحریک موضعی ،تشکیل گرانولوم ،نکروز بافتی و بروز آبسه استریل شود).

بكرزايي در مارها

هنگامي كه دكتر David shiszar از دانشگاه كلورادو دريافت كه ماري از گونة Crotalus horridus كه در آزمايشگاه او نگهداري مي شد و از زمان تولد با هيچ حيوان نري تماس نداشت، فرزنداني به دنيا آورده ، بسيار تعجب كرد. او و همكارانش متوجه شدند كه اين زاده ها شامل يك بچة زنده ، دو بچة مرده و سه تخم بارور نشده هستند. نكته عجيب تر اينكه حيوان زنده و دو بچة مرده همگي نر بودند. اين نوع بكرزايي كاملاً با آنچه قبلاً در خزندگان تك جنسي ديده شده بود، تفاوت داشت. ( اين اتفاق در ژانويه 1996توسط دكتر Shiszar گزارش شد).

قبل از گزارش دكتر Shiszar ، تجربة‌ ديگري در دانشگاه آريزونا توسط دكتر Schuett مشاهده شده بود كه طي آن ماري از گونة Thamnophis elegans vagrans در حالي كه به مدت ده سال در آزمايشگاه و به دور از مارهاي نر نگهداري شده بود، فرزنداني به دنيا آورد. دكتر Schuett از تكنيك انگشت نگاري DNA براي تعيين سهم DNA ي پدري در تشكيل اين فرزندان استفاده كرد. نتايج نشان داد كه تمام DNA ي فرزندان از نوع مادري است. اما تمام DNA ي مادري در اين فرزندان يافت نمي شود. لذا اين يك بكرزايي واقعي بود كه جنس نر در آن هيچ دخالتي نداشت. از طرفي فقدان بخشي از DNA ي مادري همراه با اين واقعيت كه تمام افراد نسل جديد را نرها تشكيل مي دهند، باعث شد كه دكتر schuett معتقد شود اين مورد، نوعي خاص از بكرزايي به نام بكرزايي اتوميكتيك (Automictic Parthenogenesis (AP است. AP قبلاً در بوقلمون هاي اهلي و مرغ هاي خانگي گزارش شده بود و هميشه حاصل آن فرزنداني نر و ديپلوئيد بودند.

براي درك چگونگي بكرزايي اتوميكتيك (AP) بايد يادآوري نماييم كه در جريان تقسيم ميوز براي توليد سلول هاي جنسي ماده (تخمك) ، تقسيم بطور نامساوي انجام شده و در نتيجه يك سلول هاپلوئيد بزرگ و سه سلول هاپلوئيد كوچك (گويچه هاي قطبي) حاصل ميشود.

در (AP) دومين گويچة قطبي (كه در جريان دومين مرحلة ميوز همراه با تخمك حاصل مي شود) همانند يك اسپرم عمل كرده و دوباره وارد تخمك مي شود، يعني تخمك خودش را بارور مي كند. از آنجا كه اين گويچة قطبي داراي ذخيره ژنتيكي كاملاً يكساني با تخمك است و از تقسيم يك سلول هاپلوئيد كه در اولين مرحله ميوز ايجاد شده بود، بوجود آمده است ، پس فقط نيمي از انواع كروموزوم هاي سلول مادري در تشكيل سلول تخم شركت دارند. به همين دليل انگشت نگاري DNA ي فرزندان حاصل از AP فاقد برخي از نوارهاي DNA ي مادر است. اما چرا تمام فرزندان نر هستند؟ مي دانيم كه در پستانداران افراد داراي كروموزوم هاي جنسي XX ماده و افراد XY نر هستند. اما در دياپسيدها (diapsids) مانند پرندگان مارمولك و مارها كه داراي بكرزايي هستند، ماده ها داراي دو كروموزوم جنسي ناهمسان (ZW) و نرها كروموزوم هاي جنسي يكسان (ZZ) دارند. در جريان بكرزايي اگر تخمك و گويچة‌ قطبي همراه آن هر كدام داراي يك كروموزوم (Z) باشند. از لقاح آنها يك جانور نر حاصل مي آيد و اگر هر دو (W) داشته باشند، سلول تخم حاصل (WW) ، زيستا نخواهد بود. دليل بالا بودن تعداد تخم هاي ناقص در بكرزايي نيز همين است.

مقایسه گیاهان تک لپه ودولپه به زبان ساده

  

ويژگي گياهان تك لپه :

 1) ريشه افشان دارند

2) برگ دراز و باريك و رگ برگ موازي دارند.

3) برگ ها توسط غلاف به ساقه اتصال دارد.

4) دانه يك قسمتي است.

5) اجزي گل مضربي از 3 است.

6) آوندهاي چوبي و آبكش در برش ساقه نظم خاصي ندارند.

       

 ويژگي هاي گياهان دو لپه:

 1) ريشه راست دارند.

 2) برگها اغلب پهن و رگ برگ ها منشعب است.

3) هر برگ توسط دم برگ به ساقه اتصال دارد.

4) دانه دو قسمتي است.

5) اجزاي گل مضربي از 2 يا 5 است.

6) آوندهاي چوبي و آبكش در برش عرضي ساقه روي دايره محيطيه قرار دارند.

حلقه هاي سالانه

 درمقطع ساقه هاي چوبي گياهان دولپه اي ومخروط داران ونيز گياهان ساكن مناطق معتدل،حلقه هاي رشد ديده مي شود اين حلقه ها در مقطع ساقه تك لپه اي ها(خرما ونارگيل)وگياهاني كه در مناطق گرمسير مي رويند(بعلت ادامه رشد در طول سال) ديده نمي شوند .

در اين گياهان سال به سال به علت زياد شدن آوند ها قطر ساقه زيادتر مي شود.

به طوري كه با برش ساقه گياه حلقه هاي متحدالمركزي ديده مي شود كه به آنها حلقه هاي رشد سالانه مي گويند.(لايه هاي ضخيم چوب پسين يا چوب اغلب حلقه اي شكل هستند)با برش حلقه هاي عرضي و مشاهده ي رشد سالانه گياه مي توان به شرايط گذشته زندگي گياه پي برد (حلقه های سالانه نه تنها سن درخت را نشان می دهند  بلکه آنها می توانند شرایط محیطی و اقلیمی را که گیاه در طول زندگی خود گذرانیده است به ما بازگو نمایند .  )

 حلقه هاي سالانه در واقع آوند هاي چوبي از كار افتاده ي مربوط به سال هاي قبل اند اگر با ذره بين به مقطع صيقل شده ي يك ساقه ي چند ساله نگاه كنيم دهانه ي آوند ها را به صورت لانه ي زنبور مشاهده خواهيم كرد .هر حلقه كه نتيجه ي فعاليت يك سال كامبيوم است، از دوقسمت تيره وروشن تشكيل شده است در قسمت هاي روشن ، آوند ها بازتر بوده وآب واملاح بيش تري را منتقل مي كرده انديعني دراين قسمت هاياخته ها بزرگتر وديواره آن ها نازكتر است(در بهار) در قسمت هاي تيره، دهانه ي آوند ها كوچك تر است وآوند ها به صورت فشرده به هم قرار دارند(درتابستان و پاييز)

نكته: هر سال تنها یک حلقه رشد می کند

 سن درخت را مي توان با شمارش حلقه ها در سطح مقطع تنه درخت(در نزديكي خاك)تعيين كرد.وقوع حلقه هاي رشد كاذب موجب مي شود كه سن درخت زيادتر تخمين زده شود.ازجمله عوامل مسئول در توليد حلقه هاي كاذب خشكي وبي برگ شدن گياه  بوسيله حشرات است.

 ضخامت حلقه ها معمولا مساوي نيست وبستگي  به عوامل محيطي مانند نور،دما،باران ،رطوبت،خاك فطول فصل رويش ورقابت دارد .بديهي است هرچه فعاليت گياه در طول يك سال بيش ترباشد،قطر حلقه هاي مربوط به آن سال هم بيش تر خواهد بود.

برای تعیین سن درخت ، نیاز به بریدن آن نیست . گیاه شناسان و جنگل بانان از دستگاههای سوراخ کننده ای برای این منظور استفاده می کنند . در این شیوه یک قطعه میله ای شکل از چوب درخت را عمود بر تنه آن برمی دارند . حلقه های سالانه سپس در این قطعه چوب شمارش می شود . سوراخ کوچک باقیمانده روی تنه درخت را پس از آن با مواد ضدعفونی کننده پرمی کنند تا از ورود بیماری به آن جلوگیری شده و به درخت آسیبی وارد نشود .

 حلقه هاي ساقه گياه دوساله چوبي(ازداخل به خارج)

             پارانشيم مغزي - چوب نخستين-  چوب سال اول-  چوب سال دوم- كامبيوم آوندي-  آبكش سال دوم- آبكش سال اول- آبكش نخستين-  پوست - كامبيوم چوب پنبه ساز-  چوب پنبه

 

تبادل گازهای تنفسی

چرا به قسمتی از سطح پوست لایه شاخی پوست می گویند؟

جواب :

 برای اولین بار پروتئین های ساختاری در شاخ جانورانی همچون گاوها شناسایی شد. این پروتئین ها را کراتین (Keratin) نامیدند{ Keras  از ریشه ی یونانی به معنای شاخ می باشد}.این پروتئین بعدها در لایه های رویی پوست(اپی درم) نیز شناسایی شدند به همین سبب این قسمت از پوست که شامل سلول های سنگفرشی مرده می باشد (به مقدار فراوان پروتئین کراتین دارند) لایه ی شاخی پوست نام گذاری شد. کراتین خانواده ی متشکل از حدود 20 پروتئین می باشد. آن ها توسط یک دسته از ژن ها کد      می شوند و دارای خصوصیت شیمیایی و ایمونولوژیک متفاوت هستند. این تنوع به علت نقش های مختلفی است که این پروتئین ها در اپی­درم پوست، ناخن، سُم چهار پایان، شاخ، پر در دفاع در مقابل خراشیدگی و از دست دادن آب و گرما دارند.

لایه شاخی پوست

 

میتوز

مراحل تقسیم میتوز

کروموزوم

مراحل تبدیل رشته کروماتین به کروموزوم

برای تبدیل یک رشته کروماتینی 10 تا 30 نانومتری به یک کروموزوم ، علاوه بر لزوم همانندسازی رشته کروماتین سطوح سازمان یافتگی‌ای را در نظر می‌گیرند که ضمن آن با دخالت H3 ، H1 و پروتئین‌های غیر هیستونی پیچیدگیها و تابیدگیهای رشته کروماتین افزایش می‌یابد، طول آن کم ، ضخامت و تراکمش زیاد می‌شود و به کروموزوم تبدیل می‌گردد. این سطوح سازمان یافتگی و اغلب به صورت رسیدن از رشته 10 تا 30 نانومتری به رشته 90 تا 100 نانومتری تشکیل رشته 30 تا 400 نانومتری و در مراحل بعد با افزایش پیچیدگیها و تابیدگیها ، ایجاد رشته 700 نانومتری و بالاخره تشکیل کروموزوم دارای دو کروماتید و با ضخامت تا 1400 نانومتر در نظر می‌گیرند.

اولین مرحله پیچیدگی و تراکم رشته کروماتین برای تبدیل به کروموزوم با فسفریلاسیون شدید هیستونهای H3 ، H1 همراه است. پس از رها شدن DNA از اکتامر هیستونی ، با دخالت آنزیمهای مسئول
همانندسازی ، پیوندهای هیدروژنی بین دو زنجیره گسسته می‌شود، هر زنجیره مکممل خود را می‌سازد و به تدریج با ادامه همانندسازی ، دو مولکول DNA بوجود می‌آید که در هر مولکول یک زنجیره قدیمی و زنجیره دیگر نوساخت است. بخشهای مختلف این دو مولکول DNA که نظیر همدیگر هستند به تدریج که همانندسازیشان پایان می‌پذیرد، با اکتامرهای هیستونی که نیمی از آنها اکتامرهای والدی و نیمی جدید هستند ترکیب می‌شوند.

بعد از تشکیل ساختمان نوکلئوزومی ، دو رشته کروماتین 10 نانومتری و سپس رشته‌های 30 نانومتری ایجاد می‌شوند. هر رشته کروماتین 30 نانومتر سطوح سازمان یافتگی را می‌گذارند، با مجموعه‌ای از پروتئینهای غیر هیستونی زمینه‌ای یا اسکلتی آمیخته می‌شود و به یک کروماتید تبدیل می‌شود. مجموعه دو کروماتید نظیر هم که از محل سانترومر بهم متصل‌اند
کروموزوم متافازی را ایجاد می‌کنند.

اجزای ساختمانی کروموزوم

در متافاز که کروموزومها سازمان یافتگی بیشتری دارند، برای هر کروموزوم بخشهای زیر در نظر گرفته می‌شود.

کروماتید

کروماتید بخشی از کروموزوم متافازی است که نیمی از سراسر طول کروموزوم را می‌سازد. دو کروماتید هر کروموزوم از ناحیه سانترومر بهم متصل‌اند. هر کروماتید از ابر پیچیدگیهای رشته کروماتین و آمیختگی آن با پروتئینهای غیر هیستونی اسکلتی یا زمینه‌ای بوجود آمده است. دو کروماتید هر کروموزوم متافازی را که در حکم تصویر آینه‌ای یکدیگر هستند، کروماتیدهای خواهر یا کروماتیدهای نظیر می‌نامند.

در
پروفاز و گاهی در اینترفاز ، کروموزوم به صورت رشته‌های بسیار نازکی است که آنها را کرومونما می‌نامند این رشته‌ها مراحل مقدماتی تراکم کروماتید را نشان می‌دهند. کروماتید و کرومونما ، نامی برای مشخص کردن دو ساختمان یکسان اما با دو درجه سازمان یافتگی است. کرومومر نیز از تجمع ماده کروماتینی به صورت دانه‌های کروی ایجاد می‌شود.

سانترومر

محل اتصال دو کروماتید خواهر هر کروموزوم متافازی را سانترومر نامند. سانترومر بخش نازکی از کروموزوم که جایگاه آنرا فرورفتگی اولیه نیز می‌نامند. ناحیه سانترومر ناحیه بسیار هتروکروماتینی است و بویژه در بخشهای کناری خود دارای ژنها یا ترتیب‌های نوکلوتیدی تکراری است. این بخشهای هتروکروماتین با رنگهای بازی شدت رنگ می‌گیرند. هر کروموزوم علاوه بر سانترومر اصلی ممکن است دارای سانترومر یا سانترومرهای فرعی در محل فشردگیهای ثانویه باشد. فشردگیهای ثانویه با داشتن پیچیدگیهای کمتر از فشردگی اولیه قابل تشخیص‌اند.

کینه توکور

طرفین سانترمر هر کروموزوم را دو بخش پروتئینی پیاله مانند و متراکم به اسم کینه توکور می‌پوشاند. هر کینه توکور دارای سه بخش بیرونی و میانی و درونی است. در ساختمان هر بخش پروتئینهای رشته‌ای با تراکم متفاوتی قابل تشخیص هستند بخش بیرونی متراکم و بخش میانی کم تراکم است. بخش درونی بطور فشرده‌ای با سانترومر اتصال دارد. کینه توکورها از مراکز سازماندهی میکروتوبولها و رشته‌های دوک میتوزی هستند.

تلومر

این اصطلاح برای بخشهای انتهایی کروماتید بکار گرفته می‌شود. تلومرها دارای ویژگیهای سلول شناسی خاصی هستند. در مگس سرکه ترتیب‌های DNAای تلومری که در انتهای همه کروموزومها وجود دارد جدا سازی و بررسی شده است. تلومرها انتهاهای مولکولهای طویل و خطی DNAای هستند که در هر کروماتید وجود دارد. از سوی دیگر وقتی کروموزومها بوسیله عواملی مثل پرتوهای X یا اثر آلکالوئیدها شکسته شوند، انتهاهای آزاد بدون تلومر آنها چسبنده می‌شود و با سایر کروموزومها ادغام می‌شود. علاوه بر نقشی که تلومرها در پایداری کروموزومها دارند، در برخی گونه‌ها به حالت مهیا و بعضی بین دو کروموزوم عمل کرده و نوک به نوک اتصال موقتی پیدا می‌کنند.

فرورفتگی ثانویه

یکی دیگر از ویژگیهای ریخت شناسی کروموزومها هستند که از نظر موقعیت و فواصلشان بر حسب گونه‌ها جای ثابتی دارند. وجود آنها از نظر تشخیص کروموزومها بویژه در یک مجموعه کروموزومی مفید است فرورفتگیهای ثانویه به دلیل عدم ایجاد انحرافهای زاویه‌دار در قطعات کروموزومی از فرورفتگیهای اولیه شناخته می‌شوند.

سازمان دهندگان هستکی

این نواحی فرورفتگیهای ثانویه‌ای هستند که دارای ژنهای رمزدار کننده RNAهای ریبوزومی جز rRNA5S می‌باشند و در تشکیل هستک دخالت دارند. پدیدار شدن فرورفتگی ثانویه به دلیل رونویسی بسیار فعال ژنهای rRNAای است که آنها را از فرورفتگی‌های اولیه مشخص می‌سازد. در انسان سازمان دهندگان هستکی در فرورفتگیهای ثانویه کروموزومهای 13 و 14 و 15 و 21 و22 قرار دارند که همه از کروموزمهای آکروسانتریک و دارای ماهواره هستند.

ماهواره

جسم کوچکی کروی است که از بقیه کروموزوم بوسیله یک فرورفتگی ثانویه جدا می‌شود. ماهواره و فرورفتگی ثانویه از نظر شکل و بزرگی برای هر کروموزوم ویژه ، ثابت هستند. ماهواره‌های کروموزومی بخشهایی از کروموزوم از دیدگاه ریخت شناسی هستند و نبایستی آنها را با ماهواره‌های DNAای که دارای ترتیب‌های DNAای بسیار تکراری می‌باشند اشتباه کرد.
img/daneshnameh_up/7/70/ch.3.jpg

انواع کروموزمها از نظر تعداد سانترومر

کروموزومها را از نظر تعداد سانترومرهایشان به کروموزمهای یک سانترومری ، دو سانترومری و چند سانترومری تقسیم می‌کنند وقتی تحت تاثیر عواملی مثل پرتوهای X کروموزمها خرد شوند و قطعاتشان ادغام شود، کروموزومهای به اصطلاح بدون سانترومر ایجاد می‌کنند. این کروموزومها هنگام تقسیم سلولی رفتار عادی مثل سایر کروموزومها را ندارند.

انواع کروموزوم از نظر محل سانترومر

  • کروموزمهای تلوسانتریک: سانترومر در یکی از دو انتهای کروموزومها قرار گرفته است.

  • کروموزومهای آکروسانتریک: سانترومر آنها نزدیک به یکی از دو انتهای کروموزوم قرار گرفته در نتیجه یکی از بازوها نسبتا به دیگری بسیار کوچک است از قطعات کروموزومی از محل قرار گرفتن سانترومر از بازوهای کروموزومی می‌نامند.

  • کروموزمهای متاسانتریک: سانترومر آنها در وسط کروموزوم قرار گرفته و در نتیجه بازوهای کروموزم هم اندازه هستند اکثر کروموزمها دارای یک سانترومر هستند. برخی گونه‌ها سانترومرهای بخش شده‌ای دارند در رشته‌های دوکی به تمامی طول کروموزوم متصلند این کروموزومها را هولوسانتریک گویند.

ژنتیک و خاستگاه آن

 1- سلولی با ژنوتیپ AaBb دارای دو جفت کروموزوم همتا یا 4 کروموزوم است که بر روی هر کروموزوم یکی از آلل ها را دارا می باشد، این سلول توانایی تولید 4 نوع گامت را دارد که در هر تقسیم میوز بسته به آرایش متافازی میوزI فقط دو نوع گامت تولید می کند. با توجه به اینکه در هر آرایش متافازی در میوز I دو نوع گامت تولید می شود(در صورت هتروزیگوت بودن) اگر تعداد انواع گامت ها را بر دو تقسیم کنیم تعداد آرایش متافازی بدست می آید برای بدست آوردن انواع گامت ها هم کافیست انواع گامت های هر صفت را محاسبه کنیم و در هم ضرب کنیم: آرایش متافازی =

برای بدست آوردن انواع گامت های یک صفت به مثال توجه کنید:  و   انواع گامت هایی که ژنوتیپ های فوق می توانند بسازند برابر است با 4 و 8   که با تقسیم بر دو می توانیم تعداد آرایش های متافازی آنها را بدست آوریم.

فردی با این نوع ژنوتیپ AA Bb DD فقط دو نوع گامت تولید می کند.

کروموزوم های هوموزیگوت پس از جدا شدن تولید 1 نوع گامت می کنند ولی اگر کروموزوم های همولوگ هتروزیگوت باشند پس از جدا شدن از یکدیگر برای هر صفت 2 نوع گامت حاصل می شود. درانسان کروموزوم x نسبت به کروموزووم Y بزرگتر و دارای ژن های بیشتری است پس سلول های پیکری زن سالم از سلول های مرد سالم ژن های بیشتری دارد.

2- در نشانگان ترنر کاریوتیپ xo را نشان می دهد در واقع یک x کم دارد در مبتلایان به نشانگان فریاد گربه در کروموزوم شماره 5  قطعه ای کمبود دارد. 

 3- هر سلول زاینده انسانی در انجام تقسیم میوز فقط یک نوع آرایش متافازی را می توانند انتخاب کند بنابر این در هر تقسیم میوز فقط 2 نوع گامت حاصل می شود. سلول های انسان با 2n=46 کروموزوم در هنگام تقسیم میوز I تشکیل 23  ساختمان تترادی می دهند و چون هر تتراد (به دلیل متفاوت بودن آلل های کروموزوم های هومولوگ) دو نوع گامت می تواند تولید کند بنابر این سلول های انسانی با 46 کروموزوم توان تولید  گامت را دارد.

3- تعداد کل ژنوتیپ ها برابر است با تعداد ژنوتیپ های هموزیگوت به علاوه تعداد ژنوتیپ های هتروزیگوت و با توجه به اینکه تعداد ژنوتیپ های هموزیگوت همیشه برابر تعداد آلل هاست.

   کل ژنوتیپ ها = ژنوتیپ هتروزیگوت+ ژنوتیپ هموزیگوت

چون انسان موجودی دیپلوئید است  و در هر فرد دو آلل وارد می شود چون الل های فرد هتروزیگوت با هم تفاوت دارند و ترتیب نوشتن آنها هم فرق می کند. تعداد کل ژنوتیپ هتروزیگوت برابر است با ترکیب 2 از مقدار آلل های داده شده. به بیان دیگر از بین 5 نفر به چند طریق می توان کمیته های 2 نفری انتخاب کرد.

4- اگر در جمعیتی برای صفتی n  آلل داشته باشیم تعداد کل ژنوتیپ های موجود برابر است با  اگر بین آلل ها رابطه غالب و مغلوبی وجود نداشته باشد تعداد کل فنوتیپ ها برابر است با تعداد کل ژنوتیپ ها.

5- اگر تعداد کل آلل ها را بدهند چون آلل ها با ژنوتیپ هموزیگوت برابر است و با توجه به فرمول  می توانیم تعداد کل ژنوتیپ ها را مشخص کنیم و با کم کردن از هموزیگوت ها هتروزیگوت ها را بدست آوریم. برای درک بهتر به مثال توجه کنید: اگر 4 آلل داشته باشیم تعداد کل ژنوتیپ ها  برابر است با  و اگر تعداد آلل ها(که برابر است با هموزیگوت ها) را از تعداد کل کم کنیم هتروزیگوت ها را می توانیم بدست آوریم:

6=4-10

6- اگر در یک شجره نامه فرد ناقل مشاهده شود بنابر این صفت مورد بحث مغلوب است(که در این صورت باید مشخص شود که اتوزومی است یا جنسی). از پدر و مادری که به ظاهر سالم هستند فرزندی که مبتلا به بیماری وابسته به جنس مغلوب است(کور رنگی، هموفیلی، دیستروفی عضلانی و ...) متولد شود این فرزند حتما پسر خواهد بود(یعنی از نوع مذکر و پسر ها هم نیمی سالم و نیمی بیمار خواهند بود) چرا که فرزند دختر باید هر دو کروموزوم x مبتلا را دریافت کند. در این شجره نامه پدر و مادر به ظاهر سالم بوده اند و چون فردی مبتلا به بیماری وابسته به جنس مغلوب به دنیا آمده پس پدر حتما سالم و مادر هم ناقل بوده است در مورد کور رنگی می توانیم این ژنوتیپ ها را برای پدر:XY و این ژنوتیپ را برای مادر متصور شویم: . در بیماری کور رنگی (و کلا بیماریهای وابسته به جنس مغلوب) پسر یا بیمار است یا کاملا سالم ولی دختر به علت داشتن دو کروموزوم XX میتواند ژنوتیپ های سالم XX و ناقل   و بیمار  را داشته باشد.

7- گروه های خونی: Rh خون توسط دو الل مشخص می شود، افرادی که Rh+ دارند میتوانند دو نوع ژنوتیپ داشته باشند: RR ، Rr و افرادی که Rh- دارند دارای ژنوتیپ rr هستند در واقع Rh سه نوع ژنوتیپ دارد که در دو نوع فنوتیپ خودش را نشان می دهد که عبارتند از: RR , Rr , rr و گروه های خونی A,B, O گروه های خونی دارای 6 نوع ژنوتیپ هستند که در 4 فنوتیپ خود را نشان می دهند.

18=6 نوع ژنوتیپ گروه خونی ×3 نوع ژنوتیپ Rh

8= 4 نوع فنوتیپ گروه خونی× 2  نوع فنوتیپ Rh

8- افرادی که صفت مغلوب را نشان می دهند دارای دو آلل مغلوب هستند که فراوانی هر یک از آنها برابر  است. aa=

9- گروه خونی A+ با شرط هتروزیگوت بودن می شود:  و هموزیگوت=   فرد هتروزیگوت توانایی تولید چهار نوع گامت را داراست. اگر موجودی دارای دو جفت کروموزوم باشد با آلل های مختلف (دو جفت کروموزوم یعنی چهار کروموزوم) هر جفت توانایی تولید دو گامت را داراست و در کل چهار نوع گامت تولید می شود.

10- از آمیزش دو خوکچه ی هندی سیاه هتروزیگوت Bb با هم Bb×Bb روابط زیر را خواهیم داشت:

( B+ b)( B+ b)= BB+ Bb+ bb

با توجه به روابط بالا  ژنوتیپ ها هتروزیگوتBb و  = × هم هموزیگوت هستند. اگر روابط غالب و مغلوبی وجود داشته باشد آلل غالب با حرف بزرگ نمایش داده می شود.

11- ژنوتیپ ها گروه خونی B+ = , , ,   و همین طور سایر گروه ها را میتوان نوشت...البته گروه خونی O- به این صورت است:iirr

12- گاهی گروه های خونی را با ژنوتیپ بیمار یها با هم می نویسند برای مثال: فردی که هموفیل است و گروه خونی A+ دارد و برای این صفات هتروزیگوت است می شود:  کور رنگی(دالتونیسم) را با نماد c و هموفیل را با نماد h نشان دادیم و چون هتروزیگوت است قادر به تولید حداکثر گامت هاست و 8 نوع گامت می تواند تولید کند(8=2×2×2).

13- پدری که هموفیل است ژنوتیپ آن به این صورت خواهد بود:  و ژنوتیپ مادر سالم و هموزیگوتxx است فرزندان این زوج هیچ کدام بیمار نخواهد بود ولی نصف دختران ناقل خواهند شد! به این صورت که:

× xx=( + y)(x)= + xy

14- در بیماری کم خونی داسی شکل با توجه به اتوزومی بودن و مغلوب بودن بیماری ، ژنوتیپ ها اینچنین هستند: (SS,Ss,ss) اگر پدر و مادر سالم و هتروزیگوت باشند بنابراین داریم Ss×Ss

15- در بیمار های اتوزومی مغلوب هیچ گاه نمی توان انتظار داشت از پدر و مادری بیمار فرزندانی سالم یا ناقل بوجود آیند چون در بیمار های اتوزومی فرد بیمار هموزیگوت است و افراد همزیگوت بیمار نمی توانند افراد هموزیگوت سالم یا هتروزیگوت ناقل  بوجود آورند چون تنها آلل هایی که بوجود می آید الل های مغلوب است! در بیماری های اتوزومی مغلوب اگر فرد بیمار از پدر و مادر سالم(به ظاهر) بدنیا بیایید پدرو مادر در واقع هر دو ناقل بوده اند((Pp و از آمیزش آنها Pp×Pp چنین نسبت هایی را می توان انتظار داشت:  و اگر بخواهیم نسبت دختر ها و پسر ها را بدست آوریم چون این بیماریها اتوزومی هستند و جنسی نیستند باید هر نسبت را در  ضرب کرد.

16- در بیماری کور رنگی xx زن سالم و  زن ناقل ولی به ظاهر سالم است و  زنی مبتلاست و در واقع سه نوع ژنوتیپ داریم که در دو نوع فنوتیپ خود را نشان می دهد.

اگر در شجره نامه پدر و مادر سالم باشند و فرزندانی بیمار وجود داشته باشد آن بیماری مغلوب است چون در صفات وابسته به جنس دختر مبتلا حتما پدری بیمار داشته...

 

منبع: گاهنامه زیست شناسی

تولید مثل رویشی

اطلاعات اولیه

تولید مثل در جانداران تک سلولی ، گیاهان و جانوران بوسیله روشهای جنسی و غیر جنسی صورت می‌گیرد. تولید مثل رویشی یا غیر جنسی بیشتر در جانوران پست دیده می‌شود و جانوران عالی بیشتر از طریق جنسی زاد و ولد می‌کنند. تولید مثل رویشی در باکتریها ، خزه‌ها ، جلبکها ، قارچها و گیاهان عالی دیده می‌شود. مزیت عمده این نوع تولید مثل از نظر سازگاری در این است که هر گاه شرایط مساعد و غذا فراوان باشد، این فرایند ممکن است، انجام گیرد. از این گذشته تولید واحدهای زاینده به فرایندهای سازنده ویژه‌ای نیاز ندارند. اما بوجود آمدن زاینده تخصص یافته حتما باید با فرایندهای سازنده مخصوصی همراه باشد.

تولید مثل رویشی در جانوران

این نوع تکثیر در جانوران بیشتر به صورت جوانه زدن ، قطعه قطعه شدن و نوپدیدی انجام می‌گیرد. نمونه جوانه زدن در جانورانی مثل اسفنجها و هیدرها دیده می‌شود. در نمونه‌های دیگر ، تکثیر ممکن است با قطعه قطعه شدن یعنی تبدیل خودبخود پیکر جاندار به دو یا چند قسمت ، انجام گیرد. سپس هر یک از قطعه‌های جدا شده از پیکر والد به جانداری کامل ، تبدیل می‌شود. جانورانی مانند شقایق دریایی و انواع زیادی از کرمها به این روش تکثیر حاصل می‌کنند.

روش دیگر تولید مثل غیر جنسی که شباهت زیادی به قطعه قطعه شدن دارد نوپدیدی است که در آن بخشی از پیکر جاندار بوسیله عوامل خارجی نه خودبخود ، از آن جدا می‌شود. برای مثال ، چند قطعه از
کرم خاکی ، یک بازوی جدا شده ستاره دریایی ، یا توده‌ای از بافت هیدر یا مرجان ، هر کدام یک واحد زاینده موثری است که می‌تواند به جاندار جدیدی کاملی تبدیل شود. جانداری که چنینی بخشی از پیکرش جدا شده باشد، غالبا بخش از دست رفته را از نو پدیدی می‌آورد.

تولید مثل رویشی در باکتریها

یکی از روشها تکثیر باکتریها ، تکثیر بوسیله تقسیم دوتایی است. در این حالت ابتدا هسته به دو قسمت تقسیم می‌شود و هر قسمت آن در یک طرف باکتری قرار گرفته و سپس سیتوپلاسم دو قسمت می‌شود. در این حال دیواره از اطراف در فرورفتگی غشای سیتوپلاسمی داخل شده و بر اثر پیشرفت بهم متصل می‌شوند. سپس در وسط آن دیواره پدید می‌آید و آن را به دو قسمت تقسیم می‌کند. اگر تعدادی باکتری را در سطح یک محیط کشت سترون و جامد در اتوکلاو 37 درجه کشت دهیم پس از چند ساعت بر اثر رشد و نمو و تکثیر باکتریها ، توده‌ای قابل رویت بوجود می‌آید که آن را کلنی می‌گویند.

تولید مثل رویشی در جلبکها

در برخی نمونه‌های تک سلولی جلبکها ، تقسیم دوتایی دیده می‌شود. گاهی نیز سلول مادر به تقسیمات متعدد کوچکتر که در حقیقت اسپورها هستند تبدیل می‌شود و به همین علت ، سلول مادر اسپور را اسپورانژ و این طرز تکثیر را تکثیر اسپورولاسیون گویند. در جلبکهای چند سلولی تکثیر بطرز عادی و ساده ، غیر جنسی و از تقسیم جلبک به قطعاتی از بندها که شامل چند سلول است صورت می‌گیرد. به قطعات مزبور هارموگونی گفته می‌شود.

تولید مثل رویشی در قارچها

تولید مثل غیر جنسی در قارچها دارای صور گوناگون است. قطعه قطعه شدن ریسه‌های رویشی ساده‌ترین طرز تکثیر غیر جنسی است که هر قطعه آن شکل مستطیل داشته و اوئیدیوم نام دارد. تقسیم دوتایی سلولهای رویشی از دیگر روشهای تولید مثل رویشی در قارچها است. جوانه زدن مخصوص قارچهای تک سلولی است.

وقتی جوانه بزرگ شد و هسته و سیتوپلاسم آن معادل سلول مولد گردید، از پیکر مادر جدا می‌شود. تشکیل اسپور یکی دیگر از روشهاست. اگر اسپورها در شرایط مساعد برای رویش قرار بگیرند، به قارچ جدید تبدیل می‌شوند. بالاخره تشکیل کنیدی از دیگر روشهاست. کنیدیها ، توده‌های سیتوپلاسمی با یک یا چند هسته هستند که در خارج تال نوعی هاگ را بوجود می‌آورند. کنیدیها همانند قلمه در گیاهان عالی است.

تولید مثل رویشی در هپاتیکها

این روش تکثیر در هپاتیکها ، دارای سه حالت شناخته شده است.
  • تکثیر با قطعه قطعه شدن تال یا ریسه مثلا در مارکانسیا ، ریسه دو شاخه می‌شود و هر شاخه می‌تواند زندگی مستقل داشته باشد.

  • گاه بر اثر فعالیت یکی از سلولهای سطحی تال ، اندامی کیسه‌ای شکل که درون آن اجسام کوچکی به نام پروپاگول وجود دارد روی تال بوجود می‌آید. در شرایط مساعد در اثر رویش پروپاگول ، گیاه جدید حاصل می‌شود.

  • قطعاتی از تال و یا قسمتهایی از پایه یا چتر نیز می‌توانند تال کاملی بوجود آورند.


تولید مثل رویشی در خزه‌ها

اگر‌ خزه‌ای در شرایط مساعد قرار گیرد در اثر تکثیر رویشی ، انبوهی از پایه‌های خزه را بوجود می‌آورد. که به صورتهای زیر است.
  • تکثیر بوسیله پروتونما: از تندش اسپورها ، رشته‌های پروتونما تولید می‌شود. روی رشته‌های پروتونما ، جوانه‌هایی که هر یک از آنها مولد خزه جدیدی است، بوجود می‌آید.

  • حالت آپوسپوری: گاهی در مرحله رشد اسپروفیتی خزه ، بخشی از آن جدا شده و بر اثر تندش ، پروتونمای تازه‌ای را ایجاد می‌کند.

ازدیاد رویشی گیاهان گلدار

قلمه زدن

قلمه (Cutting) قسمتی از گیاه است که حاوی جوانه بوده و بعد از جدا کردن از پایه ، در محیط کشت ، ریشه‌دار می‌شود. زمان قلمه گیری در طول سال می‌تواند در میزان ریشه‌زایی قلمه‌ها تاثیر بازی داشته باشد.

خوابانیدن شاخه (Layering)

در این روش شاخه‌های مورد نظر را قبل از جدا کردن از پایه مادر در محیط کشت ، ریشه‌دار نموده و سپس از پایه مادر جدا کرده و به عنوان گیاه جدید مورد استفاده قرار می‌دهند.

پیوند زدن

پیوند عبارت است از اتصال دو قطعه از بافت زنده گیاه بر روی دیگر که منجر به تشکیل یک گیاه مستقل

تولید مثل گیاهان گلدار (نهاندانه )

گل اندام تولید مثلی در گیاهان نهاندانه است .

یک گل کامل از چهار حلقه تشکیل شده است که عبارتند از:

 کاسبرگ ، گلبرگ، پرچم ومادگی .

گل اندام تولید مثلی درنهاندانگان

پرچم اندام تولید مثل نر است وشامل دو بخش میله وبساک می باشد .مادگی اندام تولید مثل ماده است. واحد سازنده مادگی ،برچه نام دارد. هر برچه شامل کلاله ، خامه وتخمدان است . در هر بساک رسیده چهار کیسه گرده تشکیل می شود .

ساختمان بساک پرچم

 درون کیسه های گرده سلول های مادر میکروسپور دیپلوئیدباتقسیم میوزچهار میکروسپور هاپلوئید را به وجود  می آورد . هسته میکروسپور باتقسیم میتوز دو هسته راایجاد کرده که تبدیل به دوسلول رویشی وزایشی می شوند . دانه گرده رسیده دارای دوپوسته خارجی وداخلی نیز می باشد که سلول های رویشی وزایشی رادربرمی گیرند. دانه گرده همان گامتوفیت نر است.

تشکیل گامتوفیت نر

تشکیل گامتوفیت نر

 

تخمک ها درون تخمدان تشکیل می شوند .تخمک نهاندانگان شامل دوپوسته، سفت وپارانشیم خورش است .

یکی از سلولهای پارانشیم خورش به نام سلول مادر مگاسپور که دیپلوئید است باتقسیم میوز چهار مگاسپور هاپلوئید را به وجود می آورد. سه تااز این سلول ها ازبین رفته، مگاسپور باقی مانده سه میتوز متوالی انجام داده به این ترتیب هشت هسته هاپلوئیدایجاد می شود. هر هسته به یک سلول تکامل می یابد. به این ترتیب کیسه رویانی که گامتوفیت ماده است درون تخمک تشکیل می شود .

تشکیل کیسه رویانی

در کیسه رویانی هفت سلول مشاهده می شود . سه سلول در قطب مجاور سفت قرار می گیرندکه یکی از آنها تخمزا ودوتای کناری سلول های سینرژید نام دارند.دروسط کیسه رویانی یک سلول درشت بادو هسته هاپلوئید ی به نام سلول دوهسته ای قراردارد. سه سلول دیگر که درقطب مقابل سفت قراردارند سلولهای آنتی پدال نامیده می شوند.

کیسه رویانی ( گامتوفیت ماده )

پس از گرده افشانی براثرفعالیت سلول رویشی لوله گرده تشکیل می شود. لوله گرده از سفت عبور کرده وارد تخمک می شود.

گرده افشانی

 

لوله گرده از سفت عبور کرده وارد تخمک می شود. سلول زایشی با تقسیم میتوز دو آنتروزوئید را به وجود می آورد.

آنتروزوئید اول باتخمزا لقاح می یابدوسلول تخم دیپلوئیدرابه وجود می آورد.آنتروزوئید دیگر باسلول دوهسته ای لقاح می یابدوسلول تریپلوئیدرابه وجودمی آورد. این نوع لقاح را لقاح مضاعف   می گویند. لقاح مضاعف فقط در نهاندانگان انجام می شود .

ازرویش تخم دیپلوئید ،رویان وازرشدسلول تریپلوئید، آلبومن تشکیل می شود .

 

پس از لقاح ، تخمک تبدیل به دانه می شود . دانه نهاندانگان شامل پوسته ، رویان واندوخته غذایی است .

دانه در شرایط مساعد می روید واز رشد رویان گیاه اسپوروفیت تشکیل می شود .

 

رویش دانه


انواع کشت بافت

  • کشت گیاه کامل: یک بذر ممکن است در شرایط آزمایشگاهی کشت شود و یک گیاهچه و در نهایت یک گیاه کامل تولید کند.

  • کشت جنین: در این نوع کشت ، جنین جدا شده و پس از حذف پوسته بذر ، کشت می‌شود.

  • کشت اندام گیاهی: در این کشت ، انواع مختلفی مثل کشت مریستم ، کشت ریشه ، کشت نوک ساقه قابل تشخیص هستند.

  • کشت کالوس: اگر یک بافت تمایز یافته جدا شود و در شرایط آزمایشگاهی تولید یک توده سلولی تمایز نیافته به نام کالوس نماید، این پدیده را کشت کالوس می‌نامند.

  • کشت سلول: کشت سلولهای منفرد که به کمک آنزیمها یا به روشهای مکانیکی از یک بافت گیاهی یا سوسپانسیون سلولی بدست می‌آیند.

  • کشت پروتوپلاست: کشت پروتوپلاستهایی که در اثر هضم آنزیمی دیواره سلولی بوجود آمده‌اند، کشت پروتوپلاست نام دارد.
  • شجره نامه

    1 اگر در یک شجره نامه پدر و مادر سالمی دیده شوند که دختر بیمار دارند ان شجره نامه صد در صد مغلوب اتوزومی است .

    2 - اگر در یک شجره نامه پدر و مادر سالمی دیده شوند که پسر بیمار دارند ان شجره نامه صد در صد یک بیماری یا صفت مغلوب را نشان می دهد ولی اتوزومی یا وابسته به جنس بودن ان معلوم نیست !! ( لا اقل دو گزینه را که می توانید حذف کنید ) در ضمن نکته 5 هم میتواند به شما در تشخیص وابسته به جنس بودن بیماری کمک کند .

    3 - اگر در یک شجره نامه پدر و مادر بیماری دیده شوند که دختر سالمی دارند ان بیماری صددر صد غالب اتوزومی است .

    4 - اگر در یک شجره نامه پدر و مادر بیماری دیده شوند که پسر سالمی دارند آن بیماری صددرصد غالب است . ولی اتوزومی یا وابسته به جنس بودن ان معلوم نیست !! ( لا اقل دو گزینه را که می توانید حذف کنید ) در ضمن نکته 6 هم میتواند به شما در تشخیص وابسته به جنس بودن بیماری کمک کند .

    5 اگر یک بیماری یا صفت وابسته به جنس مغلوب باشد در صورت بیمار بودن مادر باید تمام پسران او هم بیمار باشند در غیر اینصورت وابسته به جنس مغلوب نیست .

    6 - اگر یک بیماری یا صفت وابسته به جنس غالب باشد در صورت بیمار بودن پدر باید تمام دختران او هم بیمار باشند در غیر اینصورت وابسته به جنس غالب نیست .

    7 اگر در یک شجره نامه مرد ناقل وجود داشته باشد ان شجره نامه صددرصد یک بیماری یا صفت مغلوب اتوزومی را نشان می دهد .

    8 - اگر در یک شجره نامه زن ناقل وجود داشته باشد ان شجره نامه صددرصد یک بیماری یا صفت مغلوب را نشان می دهد .

    9 صفات یا بیماریهای اتوزومی در بین هر دو جنس ( دختر و پسر یا نر و ماده ) یکسان توزیع می شوند در صورتی که صفات یا بیماریهای وابسته به جنس در یکی از دوجنس یا ظاهر نمی شوند یا بطور نامساوی توزیع می شوند

    اثر روغن ماهی بر ديابت

     

    بیش از 90% دیابتی ها مبتلا به دیابت تیپ 2هستند که در آن اختلال در پاسخ بدن به انسولین باعث افزایش سطح خون میشود. ارتباط بین دیابت ومصرف روغن ماهی نخستین بار در طی دهه1960 توسط محققین دانمارکی مورد توجه قرار گرفت .در آن زمان کاهش قابل ملاحظه در بروز دیابت و بیماریهای قلبی عروقی در اسکیموهای گرینلند در مقایسه با جمعیت عادی دانمارک بیانگر این موضوع بود که اسکیموها گرچه عمدتا" افزایش وزن داشتند اما مصرف منظم ماهی، به سبب وجود اسیدهای چرب امگا-3 باعث کاهش دیابت و ختلالات کاردیو و اسکولر در آنان شده بود.(Denkins وهمكاران) بالا بودن ميزان مرگ و میر ناشی از بیماریهای-قلبی عروقی در بیماران دیابتیک تا حدودی به نامناسب بودن پروفایل لیپوپروتئین ها نسبت داده میشود .یعنی سطح تری گلیسریدسرم  (بخصوص VLDL) بالا بوده و سطح HDL  كلسترول پايين ميباشد.مصرف روغن ماهی در دیابت نوع 2 اگر چه تاثیر بالینی در کنترل قند خون ندارد اما باعث بهبود  دیس لیپدمی میگردد.

    روغن ماهی باعث بهبود عملکرد انسولین در افراد مستعد ابتلا به دیابت نوع 2 میشود.

     در یک مطالعه تعدادی افراد در گروه سنی 70-0 4 سال که دچار افزایش وزن بودند بررسی شدند هیچ یک از این افراد دیابت قطعی نداشتند اما همگی دچار مقاومت به انسولین بودند یعنی وضعیتprediabetic كه در آن بدن قادر به پاسخ مناسب به انسولین نمیباشد.به این افراد روزانه 8/1 گرم DHA داده شد (Docosahexaenoic Acid ) داده شد.

    تست های خونی در شروع و پایان مطالعه بیانگر آن بود که در 70% از افراد عملکرد وابسته به انسولین بهبود یافت.امروزه متخصصین تغذیه مصرف روزانه 6/0 گرم اسیدهای چرب امگا -3 (ارجحاً از منشاء روغن ماهی را توصیه میکنند.در مطالعه دیگری در ایتالیا بررسی بر روی حیوانات نشان داد که مصرف مکمل های حاوی روغن ماهی در کاهش مقاومت به انسولین مفید بوده و می تواند ایجاد دیابت در افرادی که عدم تحمل گلوکز دارند را به تاخیر بیندازد.

                 ترکیبات حاوی روغن ماهی در بیماران دیابتیک مفید و بی ضرر هستند.

    در یک مطالعه در فرانسه 10 مرد مبتلا به دیابت تیپ3 با میانگین سنی 54 سال مورد بررسی قرار گرفتند . این افراد در یک مطالعه دو سوکور به دو گروه تقسیم به گروه اول بمدت 2 ماه روزانه 6 گرم روغن ماهی (که حاوی 320 میلی گرم Aو210 ميلی گرم DHA بوده است) داده شد.در حالیکه گروه دوم روزانه 6 گرم روغن مایع آفتابگردان (پلاسبو) دریافت کردند.

    در تمام مدت بررسی ،رژیم غذایی شرکت کنندگان همان رژیم معمولی (55% کربوهیدرات ،15% پروتئین و 30% چربی ) بوده است .و داروهای آنها نیز در طول مدت مطالعه ادامه یافت مگر داروهای کم کننده کلسترول که از دو ماه قبل از شروع مطالعه قطع شدند.

    محققین دریافتند پس از دو ماه مصرف روغن ماهی ، سطح EPA  و DHA  در فسفو لیپیدهای پلاسمای خون و در غشاء گلبولهای قرمز افزایش قابل ملاحظه ای یافته است.

    بدنبال مصرف روغن ماهی سطح تری گلیسرید خون و لیپو پروتئین ( (a پلاسما بطور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است .هیچ اثر منفی بر کنترل گلوکز خون مشاهده نشد . افزایش مختصری در سطحLDL   وجود داشت كه با افزايش مشابه در سطح HDL  خون جبران شده است. (چون در نهایت نسبت LDL/HDL كه اهميت زيادى دارد بدون تغيير ماند)محققین به این نتیجه رسیدند که مکمل های حاوی روغن ماهی در کاهش تری گلیسرید خون در دیابتی های نوع 2 موثرمیباشند و هیچ اثر سویی بر کنترل قند خون یا سطح کلی کلسترول خون ایجاد نمی نمایند.

     روغن ماهی  و فیبر در دیابتی ها مفید است.

     محققین دانشگاه Case Western Reserve در اوهيو گزارش نمودند :اضافه کردن فیبرهای محلول به مکمل های روغن ماهی بسیار مفید است،دریک مطالعه آنها 15 بیمار دیابتی NIDDM  غير چاق در سنين 74-32 سال را مورد بررسی قرار دادند و به مدت 4 هفته روزانه 20 گرم روغن ماهی به ایشان داده شد . در طی 4 هفته بعد به تمام بیماران روزانه روغن ماهی +15 گرم پکتین سیب داده شد و در طی 4 هفته آخر تمامی این مکمل ها را قطع نمودند .در تمام مدت مطالعه ،بیماران همان رژیم های دیابتی و دارو درمانی معمولی خود را ادامه دادند.ارزیابی نمونه های  خون بیماران نشان داد مکمل روغن ماهی به تنهایی سطح تری گلیسرید سرم را 41% و سطح  VLDL را36% كاهش داده و هیچگونه تغییری در

    سطح کلی کلسترول ،  LDL يا HDL   ایجاد نکرده است.اما زمانی که  پکتین سیب  به رژیم درمانی اضافه شد سطح تری گلیسرید و VLDL  هر دو 38% کاهش یافته علاوه بر آن سطح کلی کلسترول 13% و سطح LDL  ٪ ۷  كاهش يافته است.

    در این رژیم درمانی دوم هم هیچگونه تغییر قابل ملاحظه ای در سطح HDL  مشاهده نشده است . سطح گلو کز پلاسما درزمان ناشتا و 2 ساعت بعد از غذا با هیچیک از دو رژیم مذکور تغییر نکرد .4 هفته بعد از قطع این مکمل ها سطح پلاسمایی تری گلیسرید و کلسترول به وضعیت قبل از درمان برگشت نمود.

    محققین دریافتند ترکیب روغن ماهی +فیبر می تواند در بیماران دیابتی NIDDM   كه كلسترول بالا دارند مفيد باشد.

     روغن ماهی برای بیماران مبتلا به دیابت و پر فشاری خون توصیه میشود.

    ماهی و روغن ماهی می تواند از ایجاد آترو اسکلروز و بیماری قلبی جلوگیری کند این اثر روغن ماهی به سبب تاثیر آن در کاهش فشارخون ،کاهش تری گلیسرید وVLDL همچنين بعلت کاهش تجمع پلاکتی و ساپرس کردن رشد عضلات صاف جدار عروق شریانی می باشد.

    بسیاری از افراد مبتلا به پرفشاری خون از دیابت رنج می برند .و محققین دانشگاه Tromso در نروژ دریافتند مکمل های حاوی روغن ماهی فشارخون افراد مبتلا به پرفشاری خون افراد مبتلا به HTN را بطور قابل ملاحظه ای كاهش ميدهد هیچگونه اثری بر کنترل گلوکز ندارد. بدین جهت اعلام نمودند روغن ماهی در جلوگیری از بیماریهای عروقی در دیابتی ها مفید می باشدوبیماران دیابتی که نمیتوانند هفته ای 2-3 بار ماهی مصرف کنند بهتر است از مکملهای حاوی روغن ماهی (بطور روزانه )استفاده نمایند.

      

     

     

     

    سؤالات چهار گزينه اي زيست شناسي پيش دانشگاهي

    سؤالات چهار گزينه اي زيست شناسي پيش دانشگاهي


      فصل يازدهم – قارچ ها



      1 – ماده اصلي ديواره سلولي كداميك از جنس كتين است؟

    الف) پارامسي
    ب) پني سيليوم
    ج) روزن داران
    د) دياتوم
     



      2 – كدام گروه از قارچ ها سبب بيماريهاي پوستي مي شوند؟

    الف) دئوتروميست ها
    ب) بازيديوميست ها
    ج) آسكوميست ها
    د) زيگوميست ها
     



      3 – به ترتيب ساختار توليد مثل جنسي در كپك سياه نان و قارچ فنجاني چه ناميده مي شود؟

    الف) زيگوسپورانژ – آسك
    ب) آسك – بازيديوم
    ج) ميسليوم – بازيديوم
    د) زيگوسپورانژ – ميسليوم
     



      4 – كدام گزينه در مورد گلسنگ نادرست است؟

    الف) گلسنگ ها به تغييرات شيميايي محيط بسيار حساس هستند
    ب) در بيش تر گلسنگ ها جزء قارچي يك بازيديوميست است.
    ج) گلسنگ قادر است نيتروژن را تثبيت كنند
    د) گلسنگ حاصل همزيستي بين يك قارچ و يك فتوسنتز كننده است.
     



      5 – نخينه هايي كه توسط آن ها كپك سياه نان به درون نان نفوذ مي كند چه نام دارند؟

    الف)‌ميسليوم
    ب) آسك
    ج) ريزوئيد
    د) استولون
     



      6 – كدام قارچ فاقد نخينه است؟

    الف) ريزوپوس استولونيفر
    ب) قارچ ژله اي
    ج) آمانيتا موسكاريا
    د) مخمر نان
     



      7 – كانديدا آلبيكنز نوعي ...... است كه باعث بيماري .......مي شود.

    الف) قارچ چتري – مسموميت
    ب) دئوتروميست – پوستي بين انگشتان پا
    ج) دئوتروميست – كچلي
    د) مخمر – برفك دهان
     



      8 – در نخينه كدام يك از قارچ هاي زير سيتوپلاسم آزادانه جريان دارد؟

    الف) بوزك
    ب) زنگ غلات
    ج) كپك سياه نان
    د) قارچ فنجاني
     



      9 – در كدام نوع از قارچ هاي زير ساختار توليد مثل جنسي تشكيل مي شود؟

    الف) آسپرژيلوس
    ب) زنگ گندم
    ج) شني سيليوم
    د) قارچ بيماري هاي پوستي
     



      10 – كدام قارچ ها بيشتر به روش جنسي و كدام قارچ ها بيشتر به روش غيرجنسي توليد مثل مي كنند؟

    الف) زيگوميست ها و آسكوميست ها – بازيديوميست ها
    ب) زيگوميست ها و بازيديوميست ها – آسكوميست ها
    ج) بازيديوميست ها – آسكوميست ها و زيگوميست ها
    د) بازيديوميست ها و آسكوميست ها – زيگو ميست ها
     



      پاسخ به گزينه هاي فصل يازدهم

    1 ب 6 د
    2 الف 7 د
    3 الف 8 ج
    4 ب 9 ب
    5 ج 10 الف